تبلیغات
وبلاگ فرهنگی مذهبی مــــــــــنهاج - چند سوال و پرسش
 
وبلاگ فرهنگی مذهبی مــــــــــنهاج
لبیك یا حسین(ع)
درباره وبلاگ


گوشه ای از وصیت نامه شهید مهدی زین الدین

اولین شرط لازم برای پاسداری از اسلام، اعتقاد داشتن به امام حسین(ع) است. هیچ كس نمی‌تواند پاسداری از اسلام كند در حالی كه ایمان و یقین به اباعبدالله‌ الحسین(ع) نداشته باشد. اگر امروز ما در صحنه‌های پیكار می‌رزمیم و اگر امروز ما پاسدار انقلابمان هستیم و اگر امروز پاسـدار خون شـهدا هستیم و اگر مشیت الهی بر این قرار گرفته كه به دست شما رزمندگان و ملت ایران، اسلام در جهان پیاده شود و زمـینه ظهور حضرت امام زمان(عج) فراهم گردد، به واسطه عشق، علاقه و محبت به امام حسین(ع) است.
من تكلیف می‌كنم شما «رزمندگان» را به وظیفه عمل كردن و حسین‌وار زندگی كردن.
در زمان غیبت كبری به كسی «منتظر»گفته می‌شود و كسی می‌تواند زندگی كند كه منتظر باشد، منتظر شهادت، منتظر ظهور امام زمان(عج). خداوند امروز از ما همت، اراده و شهادت‌طلبی می‌خواهد.

مدیر وبلاگ : عاشق خسته
نویسندگان
دوشنبه 26 فروردین 1392
 

چند پرسش و پاسخ



سؤ ال اول : آیا به موقع حمله شخص دیگرى در خانه بوده است ؟
در پاسخ مى گوییم كه ممكن است برخى به طرفدارى از مهاجمین بگویند، علت هجوم به خانه فاطمه براى این بوده تا بر آن عده از مهاجرین و انصارى كه به نشانه اعتراض به خلافت ابوبكر و حمایت از على علیه السلام در خانه وى تحصن كرده بودند، دست یابند.
آنان مى خواستند زبیر و عباس را براى بیعت به مسجد ببرند، بدین جهت به خانه فاطمه حمله كردند.
مى گوییم این سخن نادرست است ، و هدف آنان جز اهل بیت فرد دیگرى نبوده است . زیرا در آن موقعیت حساس كسى غیر از اهل بیت در خانه نبوده و اگر هم حضور داشته ، مورد نظر آنان نبوده است . و بسیارى از مورخین ، به نام احدى اشاره نكرده اند.
در ثانى چرا به موقع آمدن اظهار نداشتند كه ما به دنبال عباس و زبیر و سعد بن عبادة آمده ایم و در صورت دستیابى به این افراد با شما هیچ كارى نداریم در حالى كه هرگز به چنین مسئله اى اشاره ننموده اند.
و سوم این كه اگر هدف شان آن چند نفر بود، پس چرا على علیه السلام را براى بیعت به مسجد بردند؟
چهارم : اگر هدف شان آن چند نفر بود، چرا به فاطمه آسیب رساندند؟
و پنجم آن كه اگر كسى غیر از على علیه السلام و فاطمه علیهاالسلام و فرزندانشان در خانه بود، چرا به مقابله با مهاجمین نپرداخت و چرا به هنگام دیدن آن صحنه دلخراش به دفاع از صاحب خانه مبادرت نورزید؟ و یا حداقل به دفاع از خود نپرداخت .
و آخر آن كه نظام گفت : به موقع هجوم به خانه على علیه السلام و فاطمه علیهاالسلام كسى جز اهل بیت در خانه وجود نداشت .

سؤ ال دوم : برخورد على با مهاجمین چه بوده است ؟
در برخى تواریخ به این مسئله به گونه اى پرداخته شده است ، گویا على علیه السلام در موقع هجوم دشمنان هیچ عكس العملى از خود نشان نداده ، اما باید گفت واقعیت امر غیر از این است كه برخى آورده اند كه حضرت بدون هیچ عكس العملى تسلیم خواسته آنان شد.
چرا كه هیچ عقل سلیمى باور نمى كند مردى كه پشت جنگاوران عرب را به زمین زده و آن ها را نابود ساخت ، حال در برابر عده اى فرومایه مطلقا سكوت كرده و هیچ واكنشى از خود نشان ندهد.
به نظر میرسد این جزو محالات است : فردى هر چند هم ناتوان باشد، ببیند كه عده اى به خانه اش هجوم برده و زن و فرزندش را مورد ضرب و شتم قرار مى دهند، اما هرگز از جایش تكان نخورده و دفاع نكند، چه رسد به غیرت امیرمؤ منان علیه السلام .
واقعیت امر این است كه حضرت على علیه السلام با مشاهده این جریان ، فورا از جاى برخاسته و یقه عمر را گرفته او را به زمین زده ، و آن چنان به بینى و گردنش كوبید، و اراده كشتن او را نمود، كه در همان حال به یاد سفارش پیامبر صلى الله علیه و آله افتاد. این جا بود كه عمر را مخاطب قرار داده ، فرمود: قسم به خدایى كه محمد را به پیامبرى ارج نهاده است ؛ اى پسر صهاك ! اگر نبود كه كتابى از طرف خدا گذشته و عهدى كه با رسول خدا صلى الله علیه و آله بسته ام مى فهمیدى كه تو نمى توانستى داخل خانه من شوى .
علامه مجلسى مى افزاید: با فریاد و استغاثه عمر در زیر دست و پاى امیرمؤ منان عده دیگرى به خانه على ریخته و خالد بن ولید شمشیر كشیده و على را مورد حمله قرار داد، اما حضرت بر او حمله كرد كه وى از رعب و وحشت ، على علیه السلام را سوگند داد تا از او دست بردارد. در این هنگام تنى چند از یاران على علیه السلام با خبر شده و مقداد و سلمان و ابوذر و عمار و بریده اسلمى داخل خانه شده ، به كمك على علیه السلام شتافتند، چیزى نمانده بود كه یك زد و خورد و خونریزى سختى در خانه على علیه السلام رخ دهد اما ظاهرا از این كه دست به یك حركت كوبنده علیه مهاجمین نزدند به اشاره امیرمؤ منان بوده است سرانجام امیرمؤ منان را براى بیعت از خانه بیرون برده و مردم به دنبال او راه افتادند.


سؤال سوم : سزاى عاملان این جنایت هولناك چیست ؟
از دیگر مباحث مهمى كه قابل مطالعه و بحث و بررسى است ، این كه واقعا اگر دادگاهى براى رسیدگى به این جنایت هولناك تشكیل شود رئیس دادگاه عدل اسلامى چه حكمى خواهد داد؟
آیا كسى چنین حقى دارد كه براى بیعت از یك مسلمان درب خانه اش را سوزانده و سپس با شكستن آن به خانه هجوم برده و به همسر برده و به همسر او آزار رسانده و به دست و بازو و پهلویش آسیب رسانده و وى را بین درب و دیوار فشار دهد تا در آستانه مرگ قرار گیرد؟
بگذریم كه خانه فاطمه ، محل نزول وحى و محل رفت آمد پیامبر و نشست و برخواست و نماز او و محل فرود ملائكة الله بوده كه هرگز حرمتش كمتر از مسجد نیست ، و هرگز پیامبر بدون اجازه وارد آن نمى گشته و شكستن حرمتش نیز جایز نبوده ، چگونه حریم خانه مسلمانى بخاطر امتناع از بیعت شكسته مى شود و بدون اجازه به خانه اش حمله شده و به روى زن و فرزندش اسلحه مى كشند؟
آیا مرتكب چنین جنایت هوناكى كه این بى حرمتى را نسبت به یكى از خانه هاى پیامبر صلى الله علیه و آله انجام داده ، نباید مورد تنبیه قرار گیرد؟
هم چنین مى پرسیم : تعرض به زن غیر محارب كه به دستور پیامبر صلى الله علیه و آله حتى در جبهه ممنوع است ، آیا هجوم به خانه اش صحیح و جایز است ؟
آیا ترساندن زن باردار و زدن به پهلوى او از روى عمد تا مرز سقط جنین جرم به حساب نمى آید؟ اگر پیامبر صلى الله علیه و آله بزرگوار اسلام در آن وقت در قید حیات بودند و این آسیبها را مى دیدند سكوت مى كردند؟ و اعمالشان را تاءیید مى كردند؟ و آیا خون كسانى كه باعث قتل محسن فرزند فاطمه علیهاالسلام شدند را مباح نمى نمود؟
چنان چه خون هبار بن ابى الاءسود را در روز فتح مكه مباح كرد، چرا كه زینب دختر رسول خدا صلى الله علیه و آله را بوسیله نیزه اى ترسانده و در اثر آن ترس سقط جنین كرده بود.
ابن ابى الحدید درباره داستان هبار چنین نقل مى كند: این خبر را بر استادم ابو جعفر نقیب قرائت كردم ، او گفت : اگر پیامبر صلى الله علیه و آله خون هبار را بخاطر ترساندن زینب و سقط جنین او حلال شمرد، ظاهر حال چنین است كه اگر پیامبر صلى الله علیه و آله زنده بود، خون آن كسى كه فاطمه را ترسانده كه در اثر آن سقط كرده حلال مى شمرد. گوید به استادم : عرض كردم : آیا این سخن را از تو روایت كنم : كه گروهى مى گویند، فاطمه ترسانده شده و در اثر آن محسن را سقط كرده است ؟
او گفت : این مطلب را از من نه روایت كن و نه بطلانش را از من روایت كن ؛ زیرا من در این جهت بخاطر تعارض اخبار توقف دارم


نوع مطلب : حضرت زهرا (س)، 
برچسب ها : منهاج، حضرت زهرا س، چند سوال و جواب، ام ابیها،
لینک های مرتبط :
نظرات ()
دوشنبه 26 فروردین 1392 02:13 ب.ظ
P
سلام وبلاگ شما ار دیدم قالب و مطالب قشنگی داشت برای افزایش بازدید وبلاگت می تونی به آدرس زیر ثبتش کنی ضرر نمی کنی

http://nimdar.net



دوشنبه 26 فروردین 1392 02:08 ب.ظ
حراج انواع ساعت مچی مارک آغاز شد!!!
(مردانه - زنانه - دخترانه و بچه گانه )

.....................................................................

ساعت مچی مورد علاقه خود را با قیمتی باورنکردی از ما بخرید!!!

....................................................................


50 درصد تخفیف برای خریداران اینترنتی!!!

...................................................................

در خانه خرید کنید | درب خانه تحویل بگیرید | درب خانه پرداخت کنید

..................................................................

به همراه گارانتی برگشت کالا
( در صورتی که از ساعت مچی خود به هر دلیلی خوشتان نیامد به مدت 7 روز می توانید هزینه خود را بدون هیچ شرطی دریافت کنید )

آدرس اینترنتی :
www.xwatch.ir
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر





موضوعات
صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی

معرفی صفحه به دوستان

* نام شما

ایمیل شما *

ایمیل دوست شما *

ایمیل دوست دیگر شما

m